تبليغاتX
سینما و موسیقی - دانلود فیلم - دانلود موسیقی - اخبار جدید سینما و موسیقی جهان - نقد فیلم های روز - گالری عکس


خانه | آرشیو | پست الکترونیک
سال نو مبارک

سال نو ر به همه ایرانیان عزیز سراسر دنیا تبریک میگم

*جهت اطلاع از آخرین اخبار سینمای ایران و جهان  آی دی matrix_nag2000 را در هاهو مسنجر add کنید.

CalteX

|+| نوشته شده توسط ناصر در سه شنبه 29 اسفند1385 و ساعت 13:56 | 
فیلم 300

با فیلم سیصد چه کار کنیم؟

داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهنده‌ترين قسمت‌های 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشی‌ها و موجودات نفرت‌انگيز ارباب حقه‌ها يعنی «اورک‌ها». کسانی که جز کشتن نمی‌دانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غول‌های ابله داستان‌های هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوش‌تيپ و فداکار زمين‌گير می‌شوند.

حالا بحثی که مطرحه اینه که درمقابل تصویر منفی که این فیلم (که محبوبیت گسترده اش حتمیه) از ایرانی ها نشون میده چه واکنشی باید نشون داد؟ پیشنهاد من رو میتونید در ادامه مطلب بخونید.

ساده ترین کاری که میشه کرد نوشتن طومار اعتراضی است. یک نمونه از اینها تا به حال خطاب به شرکت وارنر برادرز نوشته شده. با اینکه نیت کار خیره ولی به نظر من این کار روش مناسبی برای برخورد با این قضیه نیست. از یک طرف صرفا هیچ خلاقیتی در نوشتن طومار وجود نداره و یک بچه خردسال هم دیگه میتونه این روزها طومار درست کنه. از طرف دیگه اصلا به نظرم اعتراض نباید به شرکت وارنر برادرز یا سازندگان این فیلم باشه چون هدفی که این طومارها دنبال میکنند (معذرت خواهی وارنر برادرز؟ یا توقف نمایش فیلم؟) مسلما برآورده نخواهد شد. در بهترین حالت اگر هم کسی توجهی به این طومارها بکنه فقط باعث میشه مردم بیشتری این فیلم رو ببینند و تبلیغیه برای فیلم.

علاوه بر اون، اگر کمی منطقی فکر کنیم سازندگان فیلم کار بدی نکردند. فیلمی رو درست کرده اند که از نظر زیبایی تصویری احتمالا یکی از قشنگترین فیلمهایی خواهد بود که تا به حال ساخته شده، و اون رو هم بر اساس یک رمان تصویری بدون کوچکترین دخل و تصرفی در داستان کتاب ساخته اند. اصلا من خودم جزو اولین نفرهایی خواهم بود که میرم این فیلم رو ببینم، چون به هیچ وجه نمیشه ارزش های هنری این فیلم رو نادیده گرفت. اعتراضی اگر هست باید به فرانک میلر نویسنده و نقاش داستان کتاب کمیک اصلی باشه که از ما هیولا ساخته، ولی او این کتاب رو ده سال پیش کشیده/نوشته و این طبیعیه که الان اگه بخوایم به اون اعتراض کنیم باز کمی نابخردانه به نظر میرسه.

برای مقابله با این پروپاگاندا باید خیلی هوشمندانه عمل کرد؛ در غیر این صورت تصویری که از خودمون ارائه میدیم تصویر یک سری آدم غرغروئه که هیچ ذوق هنری ندارند و هر چی میشه فقط بلد هستند شعار بدن و اعتراض کنن. این تصویر هم خیلی مثبت تر از تصویری که تو فیلم از ایرانی ها ارائه شده نیست.

به نظر من بهترین راه، سوار شدن بر موج تبلیغاتی عظیمیه که از این هفته با شروع نمایش فیلم بوجود میاد. اگر بتونیم از این موج استفاده کنیم تا حرفی که میخواهیم بزنیم رو به گوش اونایی که میخوان این فیلم رو ببینند برسونیم، بزرگترین موفقیت رو به دست آوردیم.

حالا چطور میتونیم از این موج استفاده کنیم؟ (درست حدس زدید). بمب گوگلی !! من آخرین نفری هستم که بخوام قضیه بمب گوگلی رو لوث کنم ولی به نظر من این یکی از معدود وقتهایی هست که بمب گوگلی میتونه خوب
عمل کنه. فکرش رو بکنید. طرف درباره فیلم تو مجله و تلویزیون دیده و از دوستاش شنیده و میره گوگل سرچ میکنه

300 the movie

که ببینه این همه سرو صدا درباره چیه؟ حالا اگر وبسایتی که ما ساختیم جزو اولین ها باشه طرف با اومدن به اون وبسایت میتونه اطلاعاتی که ما میخواهیم رو ببینه.

حالا سوال اینجاست که چه جور اطلاعاتی تو اون صفحه بذاریم. مطمئنا اگه بخوایم نوشته و مقاله طولانی بنویسیم و ادعا کنیم که ماجرا اینطوری نبوده (ادعایی که خود تاریخدانها هم شاید سرش بحث داشته باشند) تقریبا هیچکی اون رو نمیخونه. باید سعی کنیم چیزی در اون صفحه قرار بدیم که برای یک آدم معمولی که علاقه چندانی هم به تاریخ نداره جالب باشه. چیزی از جنس همون چیزی که فیلم رو برای یک آدم معمولی جذاب میکنه.

فکری که به نظر من رسید اینه: تمام نقاش های ایرانی که مایلند و میتونند (مخصوصا کاریکاتوریست ها و تصویرسازها) یک نقاشی بکشند با تم "ایران باستان". اونوقت همه این نقاشی ها رو به شکل یک گالری در اون صفحه قرار میدیم. این کار از چند جهت خوبه: یکی اینکه بیشتر طرفدارهای سیصد کسایی هستند که طرفدار کامیک استریپ هم هستند (فراموش نکنید که فیلم سیصد از روی کتاب کامیک آن درست شده) و برای هنر و مخصوصا نقاشی ارزش قایل هستند و به اون علاقه دارند. تازه خیلی از آدمها ترجیح میدن به یه نقاشی نگاه کنند تا اینکه یک مقاله خشک و طولانی بخونند. دیگه اینکه با این کار به جای ارائه دادن تصویری خشک و عصبانی، تصویری کاملا انسانی از خودمون نشون میدیم؛ انسانهایی هنر دوست و هنرمند که ارزش های هنری فیلمی مثل سیصد رو درک میکنن و اگر اعتراضی هم داشته باشند اونرو میتونند به گونه ای خلاق و هنری بروز بدهند. اصلا هم پیشنهاد نمیکنم که نقاشی ها تلافی جویانه باشه یا مستقیما به فیلم ربط داشته باشه. فقط تم اصلی میتونه ایران باستان باشه و سبک کار حتی الامکان کامیکی باشه، ولی جزئیاتش رو هر نقاش میتونه انتخاب کنه. به عنوان مثال خودم قصد دارم تصویری از خشایارشا اونطور که خودم دوست دارم بکشم، به سبک جلدهای کتابهای کمیک.

به نظر من این منطقی ترین و تاثیرگذارترین کاره. البته مسلما ساختن بمب گوگلی برای عبارت

بسیار سخت تر از اونیه که برای arabian gulf ساختیم، برای همین انتظار ندارم بتونیم وبسایتمون رو اول کنیم. ولی اگه بتونیم اون رو به صفحه اول نتایج گوگل بیاریم میتونیم بگیم که بمب مون کار کرده. من دامنه 300themovie.info رو ثبت کرده ام و یک صفحه موقتی هم راه انداخته ام.

از اینکه زودتر به فکرم نرسید و کمی وقت از دست دادیم ناراحتم ولی هنوز هم وقت هست. نمایش فیلم فردا شروع میشه، اگر مثل دفعه قبل استقبال از این پیشنهاد خوب باشه بمب میتونه تا یک هفته - ده روز دیگه کار کنه، و این یک هفته تا ده روز به هنرمندها وقت میده که نقاشی هاشون رو بفرستند. با اینکه وقتش کمه ولی قابل اجراست و برای اثبات اش هم خودم قول میدم تا دو سه روز دیگه اولین نقاشی رو تو همون صفحه بکشم و بذارم. فقط میمونه اینکه آیا بقیه هنرمندا حاضرند برای این پروژه نقاشی بفرستند یا نه، من به چند نفر (مثل بزرگمهر، زرتشت، و نیکاهنگ) که بهشون دسترسی داشتم الان ایمیل میزنم و قضیه رو بهشون میگم و امیدوارم که واکنش مثبتی نشون بدن.

خلاصه کلام اینکه این کار چهار تا حالت بیشتر نداره: یا بمب گوگلی کار میکنه ولی هیچکی نقاشی نمیفرسته به جز خودم، یا بمب گوگلی کار نمیکنه ولی همه نقاشی میفرستند و یه صفحه ی باحال هنری خواهیم داشت که به هر حال همه میتونند ازش لذت ببرند، یا اینکه هم بمب گوگلی کار میکنه و هم همه نقاشی میفرستند و نور علا نور میشه، و یا اینکه نه بمب گوگلی کار میکنه نه هیچکی نقاشی میفرسته ... در هر صورت هیچکی ضرری نمیبینه.

پس اگر با این ایده موافقید و فکر میکنید پیشنهاد خوبیه، برای اینکه بمب گوگلی کار کنه لطفا::

  • اگر وبلاگ یا وبسایت دارید به آدرس http://300themovie.info به شکل زیر لینک بدید:

    <a href="http://300themovie.info">300 the movie </a>


  • از دوستان و خوانندگانتان هم بخواهید که همین کار را انجام دهند
  • اگر مطمئن نیستید بمب گوگلی چیست چند پاراگراف اول این مطلب رو بخونید
  • از هیچ عبارت دیگه ای برای لینک دادن به اون سایت استفاده نکنید

هنرمندان و کاریکاتوریست های گرامی هم لطفا نقاشی تون رو به آدرس

submit@300themovie.info

بفرستید. موضوع کلی نقاشی هم قراره به "ایران باستان" ربط داشته باشه و هیچ محدودیت دیگه ای وجود نداره. مسلما چون اصل داستان 300 بر پایه یک کتاب کمیک هست اگه نوع کلی و سبک کار کمیکی باشه برای خواننده خارجی جالبتره، ولی این فقط یه پیشنهاده.

میدونم که در مقابل مشکلات دیگه ای که به عنوان ایرانی داریم این موضوع پیش پا افتاده ای به نظر میرسه، ولی کمترین دستاوردش اینه که یه مجموعه هنری خوب از توش در میاد که همه میتونند از اون استفاده کنند، حتی اگه بمب گوگلی هم کار نکنه یا ازش استقبال نشه.

پانوشت ها:
در ضمن اگر لینک دادید لطفا آدرس وبلاگتون رو در کامنت بنویسید که همه رو یک جا جمع کنیم. اگر 300 تا وبلاگ بهش لینک بدن و لیست 300 نفری رو هم در همون سایت قرار بدیم یه جورایی حرکت باحالی میشه.
فعلا زرتشت سلطانی شرکت اش قطعیه. امیدوارم بقیه هنرمندا هم جواب مثبت بدن.
گزارش یک ایرانی که فیلم رو دیده.

یکی دو نفر به همین زودی کارهای هنری شون رو فرستادن و واقعا هم قشنگ هستند. ولی برای این پروژه کشیده نشده اند و بعضی هاشون هم ربطی به تمی که میخواهیم داشته باشیم (یعنی ایران باستان ... حتی الامکان با سبک کامیکی) ندارند و کارهایی هستند که از قبل و برای کار دیگری درست شده اند. از هنرمندا خواهش میکنم که اگر میتونند وقت بذارند و کاری اوريژینال برای این پروژه بکشند و بفرستند حتی اگر یک اثرخیلی کوچک و ساده باشه. اینطوری ارزش و اعتبار کل قضیه هم بالا میره و مسلما همه از زحمتی که برای نقاشی ها هم کشیده شده قدردانی بیشتری خواهند کرد.

آپدیت: از استقبال همه خوشحالم و به موفقیت این کار خوشبین هستم، اگر چه که به گوگل که میرسه هیچ چیزی رو نمیشه پیش بینی کرد. تماس های خوبی هم با هنرمند ها و کاریکاتوریست های معتبر ایرانی داشتم و امیدوارم که همونطور که گفتند کارهاشون رو برای این پروژه بفرستند. میدونم که شما هم منتظرید که اون صفحه ای که درست کردم زودتر با آثار ارسالی و مطالب مرتبط تکمیل بشه. من طی این آخرهفته تمام وقتم رو روی اون صفحه خواهم گذاشت و قول میدم که نقاشی خودم رو هم بهش اضافه کنم، از صبر و ملاحظه شما تا وقتی که صفحه کامل بشه ممنونم و از پیشنهادهای خوبی که تا حالا دادید هم سپاسگزاری میکنم.

در ضمن این رو هم اضافه کنم که آثار محدود به نقاشی و کاریکاتور نیست، کارهای گرافیکی هم خیلی خوبه. تا وقتی که کار اوریژینال باشه و به تم "ایران باستان" ربط داشته باشه هر کار تصویری خوبی که فرستاده بشه عالیه.

در ضمن یادآوری میکنم که لینک دادن به این مطلب برای پخش کردن خبر خوبه، ولی لطفا فراموش نکنید که به اون صفحه بمب هم لینک بدین چون اصل کار اونه. برای این کار محتویات نوار مشکی رنگی که در میانه این مطلب هست رو کپی و در وبلاگ خودتون (یا هر جا دیگه که میتونید) پیست کنید

حتما نظر بدبد.......

|+| نوشته شده توسط ناصر در سه شنبه 29 اسفند1385 و ساعت 11:50 | 
کینه ۲

روایت متفاوت شیمیزو از «کینه»

تاکشی شیمیزو تصمیم دارد قسمت دوم فیلم «کینه» را با رویکری متفاوت بسازد.

نمایی از فیلم ترسناک "کینه"

به گزارش خبرنگار سینمایی "مهر"، این کارگردان که تا به حال فیلم های "جو آن" و "کینه" را کلید زده است اعلام کرد که در ساخت قسمت دوم فیلم "کینه" از عناصری استفاده خواهد کرد که ایده فیلم را در قالبی جدید ارائه می کند.

وی در این مورد گفت: "فیلم کینه بازسازی کامل فیلم "جو آن" بود، چرا که داستان این دو فیلم یکسان بود و درست مانند هم ساخته شد. اما فیلم "کینه 2" از فیلم "جو آن 2" متفاوت خواهد بود. اگر قرار بود این فیلم نسخه انگلیسی و یکسان با فیلم ژاپنی باشد بی تردید پیشنهاد ساخت این اثر را نمی پذیرفتم."

این کارگردان در ادامه صحبت هایش افزود: "از آنجا که داستان ها متفاوت هستند از انگیزه بیشتری برای ساخت این فیلم برخوردارم و از کارم لذت می برم." فیلم "نفرت 2" که از حضور سارا میشل گلار و امبر تاملین در نقش های محوری سود می جوید در ماه اکتبر مهمان سالن های سینما می شود.

The Grudge 2

این فیلم که دنباله‌ای بر فیلم هراسناک "کینه" محصول سال ۲۰۰۴ به شمار می‌رود از حضور سارا میشل گلار در نقش محوری سود می‌جوید و توسط شرکت فیلمسازی گوست‌هاوس پیکچرز جلو دوربین خواهد رفت.


استفان ساسکو، فیلمنامه‌نویس "کینه دو"، درباره ساخت این فیلم گفت: "ما سعی می‌کنیم تمامی عناصر موجود در فیلم نخست را برای فیلم دوم حفظ کنیم و در حال حاضر تمامی تمرکزمان روی این فیلم است. "کینه دو" را می‌توان فصل دومی از یک داستان دانست. بی‌تردید این فیلم چیزی بیشتر از یک دنباله برای یک فیلم پرفروش خواهد بود."

تاکاشی شیمیزو، کارگردان قسمت نخست این اثر، برای ساخت فیلم "کینه دو" نیز پشت دوربین فیلمبرداری قرار می‌گیرد.

فروش ۴۰ میلیون دلاری این فیلم هراسناک در نخستین هفته اکران کافی بود تا تهیه‌کننده‌ها را به تصمیم برای ساخت قسمت دوم فراخواند. موفقیت فیلم زمانی نمود بیشتری یافت که تهیه‌کننده‌ها اعلام کردند فیلم "کینه" را تنها با بودجه ده میلیون دلار جلو دوربین بردند.

فیلم "کینه" داستان مردی را روایت می‌کند که از سوی یک شرکت ژاپنی استخدام می‌شود تا روی پروژه‌های مالی این شرکت کار کند. همین امر باعث می‌شود او همسر و مادرش را به همراه خود به توکیو بیاورد. آنها در خانه‌ای ساکن می‌شوند و پس از مدتی درمی‌یابند در این خانه تنها نیستند.


منبع

خبرگزاری مهر (برداشت آزاد با ذکر منبع)

|+| نوشته شده توسط ناصر در چهارشنبه 16 اسفند1385 و ساعت 11:28 | 
اره - SAW [تحلیل فیلم]

نقد و بررسی فیلم جنجالی اره

saw

برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ناصر در چهارشنبه 16 اسفند1385 و ساعت 11:15 | 
فیلم جدید ghost rider

 

چیز زیادی نمی دونم فقط می دونم که نیکلاس کیج تو فیلم بازی کرده و فیلم ساخت ۲۰۰۵ است و الان اکران می شه

At night, in the presence of evil, stunt rider Johnny Blaze becomes the Ghost Rider in Columbia Pictures' Ghost Rider

At night, in the presence of evil, stunt rider Johnny Blaze becomes the Ghost Rider in Columbia Pictures' Ghost Rider

ادامه مطلبو کلیک کنین... (فقط عکس)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ناصر در یکشنبه 6 اسفند1385 و ساعت 15:17 | 
هراس ژاپنی در روایتی‌ هالیوودی؛ درنگی بر فیلم کینه
چند سال پیش تاکشی شیمیزو، فیلم «کینه» را در ژاپن مقابل دوربین برد؛ فیلمی با ساختاری بدیع که در آن تعلیق و هیجان حرف اول و آخر را می‌زد.
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ناصر در یکشنبه 6 اسفند1385 و ساعت 14:38 | 
مردان ایکس 3

X-MEN3:The Last Stand                مردان ايكس3:اخرين جايگاه

 

كارگردان:برت راتنر
موسيقي:جان پوئل و ديويد هايكس
طراح صحنه:اد ورو
فيلمنامه نويس:زاك پن و سايمون كينبرگ
تهيه كننده:اواي اراد-لورن شولر دانن-رالف مينتر
مدت زمان:104 دقيقه
درجه:ممنوع براي افراد زير 13 سال
ژانر:علمي/تخيلي/فانتزي/اكشن
كمپاني:فاكس قرن بيستم

بازيگران:
هيو جكمن:لوگان/ولورین
فامكه جانسون:جين گري/ققنوس
كلزي گرامر:دكتر هنك مك كوي/حيوان
ايان مك كلن:اريك لنستر/ماگنتو
ربكا رومين:ريون دارك هوم/مرموز
ويني جونز:كين ماركو/جاگانات
جيمز مارزدن:اسكات سامرز/سايكلاپس
شون اشمور:بابي دريك/مرد يخي
پاتريك استوارت:پرفسور چارلز اگزاويه
شهره اغداشلو:دكتر كاويتا رائو
انا پاكين:مري/شر
ارون استثفورد:جان اكردايس/پايرو
هالي بري:ارورو مانرو/طوفان

معرفي:

سينماهاي هاليوود چندي قبل شاهد فيلم هيجان انگيزي با نام (مردان ايكس3:اخرين جايگاه)بود كه ادامه يكي از كارهاي موفق سينماي سالهاي گذشته مي باشد.اين فيلم امسال نخست در جشنواره فيلم*كن*امسال اكران شد و با استقبال نسبي منتقدان رو به رو شد.
اين فيلم به دليل صحنه هاي خشونت بار تماشاي ان برا افراد زير 13 سال ممنوع اعلام شد. گفتگوهاي مزخرف  در ان جايي ندارد البته شما گهگاهي در فيلم با اشارات كنايي رو به رو ميشويد كه هيچ مشكلي ندارد .
مردان ايكس 3 پر است از اشارات و شباهتهايي جالب با موضوعات سياسي و اجتماعي روز كه فهرست كردن انها بيشت به در مبارزات انتخاباتي اينده امريكا ميخورد.
فيلم تمامي سوالاتي را كه درباره اين تشابهات از قبيل كنترل سلاح و تحقيقات در زمينه سلولهاي بنيادين-درمان موجودات و افراد فوقالعادا يا جهش يافته كه كنايه اي است از مهندسي ژنتيك كه در حال حاضر بحث زيادي نسبت به ان بر سر زبانهاست را به شكلي جزئي و ابتدايي مطرح ميكند و انها را به سرعت كنار ميگذارد.زيرا اگر بخواهدبه تمامي انها بپردازد ديگر شاهد فيلمي اكشن نخواهيم بود.
در اين فيلم من هم به مانند اكثر منتقدان (اخه نكه حالا من خودم يك منتقدم!)كارگرداني خوب راتنر را در يك پروژه به اين عظمت ستوده ام.اما اين فيلم ايراداتي نيز دارد كه بعضي از نتقدين ميگوينداين فيلم جذابيت فيلم اول را ندارد و اين ميتواند به اين علت باشد كه در اين فيلم تعداد شخصيتها افزايش زيادي يافته است و فيلم براي پرداختن به اين همه شخصيت زمان محدودي دارد درست برعكس فيلم قبلي كه به خاطر شخصيتهاي كم ان فيلم به مشكلي براي پرداختن به شخصيت انها برنميخورد.اما بايد اين را هم گفت كه در طي ديدن فيلم شما هيچ گاه خسته نخواهيد شد و انهم به اين علت است كه فيلم به اندازه كافي صحنه هاي ديدني و جذاب در خود دارد كه شما را در خود غرق كند.

 

داستان:
وزارت امور افراد و انسانهاي جهش يافته در دست دكتر مك كلن /حيوان(مرد ابي رنگ داستان)-كه يك شخصيت جديد در داستان ميباشد-است .جامعه موجودات جهش يافته نيز به سمت هدف پرفسور چارلز اگزاويه در حركت است كه مديريت كالجي را برعهده دارد كه در پي كشف كشف افرادي است كهقدرتهاي غيرعادي دارند وي انها را به كالج مي اورد و به انها چگونگي استفاده از قدرتشان و نحوه كنترل انرا مي اموزد.اين كالج و افراد ان  لوگان را به عنوان يك الگو براي خود ميشناسند و به او افتخار ميكنند و نسبت به او احترام خاصي قائل هستند.ام زمانيكه سرو كله (زالو)كه پسري است با لباس سفيد و سري از ته تراشيده پيدا ميشودنظم وروال عادي كالج به هم ميريزد.زال يك نوع ماده پادتني توليد ميكندكه اگر به موجودات جهش يافته تزريق شودسبب ميگردد تا انها تمام قدرت خود را از دست داده وتبديل به يك انسان عادي با فدرتهاي محدود عادي ديگر مردم شوند.اين پسر بچه براي ميلياردر (وارن ورتينگتون)يك موجود بسيار با ارزش ميباشد.پسر(وارن)كه خود نيز يكي از همين موجودات جهش يافته است و نقش *فرشته& را در اين فيلم بر عهده دارد دو بال دارد كه وقتي انها را باز ميكند درازايش به 5 متر ميرسد.وارن وارتينگتون از اين مشكل پسرش رنج ميبرد.پسر او در كودكي سعي كرده بود كه دو بال خود را قطع كند اما موفق به انجام اين كار نشده بود.وهمين امر سبب نفرت (وارتينگتون)از افراد ايكس شده است.او با پول و ثروتي كه دارد زندان الكاتراز را ميخرد و زالو را در ان نگهداري ميكند و زندان را تبديل به يك ازمايشگاه ميكند تا پادتن را توليد كند و موفق به اين امر ميشود.وي تبليغات وسيعي را براي درمان-نامي كه او براي گرفتن قدرت اين افراد به كار ميبرد-شروع ميكند كه اين امر خشم افراد ايكس را بر مي انگيزد و به مخالفت با او ميپردازند.با افزايش تبليغات و فعاليتهاي ضد جهش يافتگي مراكز و كلينيكهاي درمان در گوشه وكنار تاسيس ميشوندو افراط گراها نيز سلاحي را توليد ميكنند كه قادر به شليك پادتن است.اين تنها يك نمونه از قدرت زالو است زيرا كه او توانايي ديكري نيز دارد و ان اينست كه اگر هر كدام از افراد ايسك در كنار او بايستند تا زمانتيكه به او نزديك هستند قدرت خود را از دست مي دهند.
در اين ميان اين گروه مخالف با موجودات جهش يافته و افراد ايكس رو به روي هم قرار ميگيرندو مبارزهاي را عله يكديگر اغاز ميكنندو دكتر هنك مك كوي/جانور نيز در بين اين دو گروه گرفتار ميشود.. اما مشكل ديگري نيز اتفاق ميافتد و ان دو دستگي در ميان افراد ايكس است به طوريكه پرفسور چارلز اگزاويه كه خواهان رفتار مسالمت و ديپلماتيك با اينچماعت است و (اريك انسر/ماگنتو)كه خواهان درگيري با اين افراد است رو به روي هم قرار ميگيرند.اما مشكلات به اينجا ختم نميشود (جين گري/ققنوس)فردي كه در فيلم قبلي در اخر فيل جانش را از دشت داد تا دوستانش زنده بمانند دوباره به زندگي برميگردد انهم با قدرت بسيار مخوف و ترسناكي كه هر كسي را به وحشت مي اندازد ولي اينبار او ديگر در جبهه خير نيست بلكه به گروه شر(افراد دسته ماگنتو)نقل مكان ميكند.قدرت مخوف او در فيلم اتفاقاتي را رقم ميزند كه غير قابل پيش بيني است.و در نهايت افراد گروه ايكس در مقابل در مقابل هم جبه ارايي ميكنند انه به صورت يك مثلث كه ضلع ديگر انرا مخالفان افراد ايكس تشكيل ميدهند...
خوب همين مقدار كافيه من ديگه خيلي حرف زدم بهتره همين جا تموم كنم تا خودتون برين و اين فيلم رو ببنينين.

توضيحات:
فيلم داراي اكشن بسيار زيبا و جلوه هاي ويژه فوقالعاده اي است كه از ديده ان لذت خواهيد برد و نظر تماشاگر را جلب ميكند.در كل سعي شده تا صحنه هاي اكشن فيلم بيش از حد نباشد تا حوصله افراد را سر ببرد.فيلم همانطور كه گفتم كارگرداني خوبي را دارد اما اين دليل نميشود كه همين كارگرداني نيز ضعفهايي نداشته باشد.لحظاتي در فيلم است اين طور به بيننده القا ميكند كه برت راتنر با عجله از يك خط داستاني به خط ديگر ميپرد و ميخواهد به زحمت تعادل بين صحنه ها را حفظ كند.كه البته اين به خاطرمدت زمان كوتاه فيلم است.
اما از نقاط قوت فيلم پرداختن به موضوعات سياسي و اجتماعي مناسبي است كه در فيلم به انها اشاره ميشود و نشان دهنده اين است كه فيلم فقط يك اكشن صرف نيست بلكه در ان موضوعات ديگر نيز پرداخته شده است.و اين امر زماني خود را نمايان ميكند و قدرت كارگردان و فيلمنامه نويس را ميرساند كه اين موضوعات را با جلوه هاي ويژه زيبا و جالب مخلوط ميكند.
همچنين شخصيتهاي جديد و متنوع با قدرتهاي عجيبتر و جالبتر سبب بيشتر جالبتر شدن فيلم ميشود و به ان اين اجازه را ميدهد كه سير طبيعي خود را حفظ كند و انرا ادامه دهد.
همچنين ديالوگهاي خوب و جالب كه بين بازيگران بازيگران رد و بدل ميشود طبيعي بوده و يك موضوع جالب است و كاري نميكند تا تماشاگر خسته شود.
حضور دو فيلمنامه نويس جوان در مقام نويسندگان اين فيلم كه خود به خاطرشور و شوق و حس و حال جواني ميدانند كه مردم چه ميخواهند سبب شده تا روح و نيروي تازه اي در اين فيلم بدمندو انرا موفق سازند.
و اما يك نكته جالب كه هم ميتواند سبب جالبتر بودن فيلم شود و هم يك ضعف براي ان به شمار ايد اين است كه افراد ايكس هميشه درگير اتفاقاتي مي شوند كه چندان ربطي به انها ندارد .انها هنگام صحبت-مشاجره-و يا حتي پز دادن تواناييهاي خود را نشان ميدهند.به طور مثال ميتوان به صحنه اي اشاره كرد كه ماگنتو در ميان افراد ايكس جلسهاي دارد و پس از سخنراني زمانيكه ميخواهد از ان مكان برود دختر و پسر جواني كه بعدها جزئي از افراد مهم لشكر او ميشوندبه صحبت با او.ميپردازند و قدرت خود را به رخ او ميكشند قافل از اينكه او و فردي كه همراهش مي باشد-مرد اتشين-جه قدرتهاي دارند كه در ظرف چند ثانيه ميتوانند ان دو را از روي زمين محو سازند.به هر حال بحث بر سر اينگونه صحنه ها را به عهده خود شما ميگذارم زيرا گاهي اوقات افرادي هستند كه از اينگونه صحنه ها و اينكه زودت بفهمند هر شخص چه چيزي در چنته دارد لذت ميبرن اما گاهي افرادي هم هستند كه دوست دارند تا زمانيكه يك درگيري يا اتفاق خاص نيفتاده اين مسائل همچنان مبهم بمانند.
در كل فيلم داراي يك كارگرداني خوب,فيلمنامه خوب,صحنه هاي زيبا و جلوه هاي ويژه جذاب است كه ميتواند براي كسب جايزه اسكار و يا ديگر جوايز يك گزينه اصلي باشد.

|+| نوشته شده توسط ناصر در یکشنبه 6 اسفند1385 و ساعت 13:58 | 
آهنگ متن رونین:
مهرداد جان من نتونستم آهنگ متن رونین رو تو اینترنت پیدا کنم

ولی نهایت سعی امو می کنم تا پیداش کنم منتظر باش

البته می تونی لینک غیر مستقیم زیرو امتحان کنی

http://music.allofmp3.com/mp3/Ronin/group_8381/albref_52/mcatalog.shtml

|+| نوشته شده توسط ناصر در سه شنبه 1 اسفند1385 و ساعت 22:20 | 
سلام به همه
سلام به همه دوستان که هر از گاهی لطف می کنند و به بلاگ ما سری می زنند .

من دوباره شروع به آپدیت بلاگ کردم و قصد دارم از این به بعد روی فیلم های هالیوودی و سبک ترسناک بیشتر تمرکز داشته باشم که امیدوارم خوشتون بیاد .

اگه نظری داشتین حتما بگید

دوستدار شما ناصر

|+| نوشته شده توسط ناصر در سه شنبه 1 اسفند1385 و ساعت 22:14 | 
بانویی در آب:
  • کارگردان: ام نایت شیامالان
    فیلمنامه: ام نایت شیامالان
    ژانر:تریلر-درام-فانتزی
    اهنگساز:جیمز نیوتن هاوارد
    مدت زمان فیلم:110 دقیقه محصول 2006
    بازیگران:
     Paul Giamatti
     Bryce Dallas Howard
     Jeffrey Wright
     Bob Balaban
     Sarita Choudhury
     Cindy Cheungi
     M. Night Shyamalan
     Freddy Rodríguez
     Bill Irwin
  • خلاصه داستان
  • کلیولند هیپ سرایدار یک مجتمع آپارتمانی Cove یک شب هنگام انجام کارهای همیشگی خود با زنی اسرار آمیز به نام استوری برخورد می کند. استوری در دالان های زیر استخر مجموعه زندگی می کند. کلیولند خیلی زود کشف می کند که استوری نوعی پری دریایی است. همان گونه که در افسانه ها آمده، این پریان دریایی که خطر سفر به دنیای آدم ها را پذیرفته اند از سوی جانوران خطرناکی تعقیب می شوند. کلیولند تصمیم می گیرد تا راه آزادی استوری را هموار کند، از این رو وی و ساکنان مجموعه باید یک سری رمز را کشف و با خطرات مختلفی روبرو شوند.
  •  

  • مقدمه
    خونه من جایی هست که هر پری که راه خونه‌اشو گم می‌کنه، براش آرزوی خوب می‌کنند. اما من راه خونه‌امو پیدا نمی‌کنم. تو خونه من وقتی روی زمین پا می‌ذاری زمین سوراخ نمی‌شه، اصلا پات به زمین نمی‌رسه، من یک پری دریایی‌ام که تو دلش پروانه هیچ وقت نمی‌میره. اما راه خونه‌امو، راه بهشت رو گم کردم.
    شاید با خواندن نوشته بالا به یاد داستانهای هانس‌ کریستین‌ اندرسن‌،نویسنده داستانهای معروف دوران کودکی خودتان افتاده باشید مثل دختر کبریت فروش و پری دریایی  ....و یا ساده تر بگویم قصه شنگول و منگول.خاله سوسکه.دختر شاه پریون.و......افتاده باشید .اینها همان قصه هایی هستند که پدران و مادران ما و یا پدربزگها و مادربزرگها زمانی که کودک بودیم برای ما تعریف میکردند و ما در ذهن خودمان این شخصیت ها را تجسم میکردیم و با انها زندگی میکردیم با شخصیت های داستانی دوران کودکی مان همسفر شده پا به جهانی ماورائ این جهان میگزاشتیم و احساسی وصف نشدنی درون ما ایجاد میشد .شاید همه ما در جهان ماده ارزو داشتیم که که یکی از قهرمانان خیالی مان از سرزمین قصه ها به دنیای ما گام می نهاد و ما را با خود به سرزمین ارزوها پیش فرشته های خوب و پاک میبرد پیش شاه پریون.زمانی که کودک بودم همواره ارزو داشتم که یک سرینتیپیتی داشته باشم همیشه به کونا حسودیم میشد دوست داشتم با سرینتیپیتی مهربون به دنیای ماهی ها برم .اما وقتی بزرگ تر شدم .دیدم تمام اون شخصیت های پاک دوستداشتنی تو دنیای خیالی خودم جای خودشونو دادن به شخصیت های منفی همون رویاهای کودکی من اما چرا این شخصیت های منفی و یا ادم بدها تو قصه ها تو دنیای واقعی هم هستند نمیدونم ؟ای کاش میشد فرشته دوست داشتنی کارتون پینوکیو رو زنده کرد ؟
  •  
  • نقد فیلم
    Lady In The Water
    بانویی در اب
    فیلم بانویی در اب اخرین ساخته ام نایت شیامالان است .وقتی صحبت از شیامالان میشود نا خوداگاه فیلمهایی مثل حس ششم و یا نشانه ها و ژانر دلهره اور سینما و الفرد هیچکاک از ذهن ما عبور میکند .خیلی ها او را الفرد هیچکاک زمان نامیده اند .اما در مورد او میتوان گفت که خیلی با استعداد است .او در اخرین فیلمش بانویی در اب یک سبک جدید را تجربه میکند و رو به سینمایی کمی فانتزی تر البته با رعایت قوانین حاکم بر فیلمهای قبلی خود فیلمی را میسازد با داستانی نو و این بار هم مثل گذشته با دستمایه هایی مثل ایمان جهان را از شری بدی ها نجات میدهد .شیامالان که خود را از فلسفه های مشرق زمین و اموزه های مکاتب هندویسم جدا نمیداند این بار قصه ای را که برای دختران خود تعریف میکرده به تصویر میکشد .این بار در فیلم او به جای یک روح سرگردان و یا یک موجود فضایی خبیث یک موجود افسانه ای به نام پری دریایی که بسیار مهربان و زیباست ظهور میکند . شیامالان با توجه به تعالیم هندی، ایمان و اخلاق را در قالب قصه ای اسطوره ای نمایش می دهد که البته بویژه آنچه در ادیان بودیسم و هندوییسم است به چشم تماشاگر غربی نمی آید. می دانیم آب در فرهنگ هند بسیار مقدس است و برای همین فضای اصلی فیلم روی همین استخر و ایزدان آب تمرکز کرده است. یا تعاریفی چون آینه و... ما در ابتدای فیلم شاهد تصاویری هستیم کهه این تصاویر انیمیشن های ساده ای هستند مثل نماد یک زن ...اب ...خورشید و گرگ ......که هر کدام از این اشکال معما گونه یک پیشگفتاری است برای جریان فیلم درست مثل الفرد هیچکاک که در ابتدای فیلمهایش نشان هایی از انچه که در فیلم قرار است  رخ بدهد به بیننده نشان میداد و صد البته که شیامالان تحت تاثیر کارهای هیچکاک بوده و هست و مثل الفرد هیچکاک در فیلمهایش به عنوان یک نماد حضور دارد و سکانسی را به عنوان بازیگر حاضر میشود اما شیامالان در این فیلم پای رو فراتر گذاشته و تبدیل به یکی از بازیگران فیلم شده که شاید به خاطر همین موضوع کمی این فیلم نسبت به ساخته های قبلی او از نظر خوش ساخت بودن ضعیف تر از اب در امده .اما با وجود این ضعفها موضوع بسیار جالب این فیلم و در واقع قصه جالب این فیلم که نوشته خود شیامالان است ا حدود زیادی کم و کاستی های این فیلم را جبران کرده است

  • داستان و یا رمانی که شیمالان نوشت با همان نام فیلم یعنی بانویی در اب در جدول پر فروش ترین هفته و جدول top ten کتاب های پر فروش قرار گرفت این درحالی است که او کتاب «بانویی در آب» را کمی زودتر از اکران فیلم روانه بازار کتاب کرد.ام. نایت. شیامالان در این باره به رویترز گفت: «فکر کردم اگر کتاب زودتر منتشر شود. مخاطبی که آن را مطالعه می کند برای زنده شدن تصاویر و شکل گرفتن شخصیت ها در ذهن اش حتمابه سینما می آید، اما اگر ماجرا برعکس بود خیلی ها از ضرافت مطالعه رمان می افتادند.اما در مورد این فیلم و کارگردانش باید بگویم که در پس تمام فیلمهای این کارگردان هندی یک نوع برگشت به سنت گرایی وجود داشته و او همیشه سعی کرده که با موضوعاتی فرامتنی که خیلی از انها در همین جامعه مدرن اتفاق می افتد بیننده را بین سنت گرایی و مدرنیسم قرار دهد .درست همان کاری که در فیلم دهکده انجام داد .او هم سنت گرایی را نفی کرد و هم مدرنیسم به نظر من شیامالان سعی دارد که خود بیننده انتخاب کند که از بین این دو کدامیک را انتخاب کند و اگر بخواهیم انتخاب  شیامالان را حدس بزنیم بدون شک باید بگوییم سنت گرایی.و همین سنت گرایی در این فیلم در بسیاری از صحنه ها به صورت محسوسی جلوه میکند و صد البته این جلوه در پس همان جهان مدرنیته رخ میدهد.مثل سکانسی که پری دریایی با یک بیسیم با سرایه دار صحبت میکند.در حالی که پری دریایی از داخل اپارتمان امن در طبقه 14 از طریق بیسیم با سرایه دار که به جنگ موجود اهریمنی رفته صحبت و هیولای قصه ما هم که از درون قصه ها امده خود را در دنیای مدرن امروز سردرگم میبیند و ضعیف تر است از ان هیولای سنتی داخل رودخانه و جنگلها ....اما با تمام این تفاسیر پری دریایی متعلق است به قصه ها و این را همه ما میدانیم پس باید او را برگردانیم به جایی که بوده . شیمالان برای این موضوع نیز چاره اندیشی کرده .این بار او روی روابط انسان دوستی انسانها دست گذاشته و باز این نکته را یاداوری میکند که رابطه عاطفی جوامع غربی بسیار ضعیف شده و تبدیل شده به قصه ها و افسانه ...داستان فیلم تا جایی پیش میرود که سرایدار موضوع پری دریایی رو با همسایه ها مطرح میکند و جالب اینکه همه همسایه ها افسانه وار با یکدیگر همدل و همفکر میشوند که پری دریایی را از دست اهریمنان و یا ادم بدهای قصه نجات دهند و او را به جایی که متعلق است به انجا یعنی افسانه ها و قصه ها بازگردانند .سکانسی جالب در فیلم وجود دارد که در یک نما همه همسایه ها جمع شده اند و با حالت بحت و تعجب در حال تماشای پری دریایی هستند و البته ما از منظر پری دریایی به همسایه نگاه میکنیم و نکته جالب تر اینکه همسایه ها از اقوام مختلف مردم جهان هستند.
  •  
  •  
  • و این نگاه فیلمساز خود جای نقد و برسی دارد .به هر حال فیلم بانویی در اب را به هیچ عنوان نمیتوان با فیلمی مثل نشانه ها مقایسه کرد و صد البته معتقد هستم که این فیلم با تمام زیبایی هایی که دارد به مراتب ضعیف تر از ساخته های قبلی شیماالان است .اما باید از تصویر برداری خوب و موسیقی فیلم به نیکی نام ببریم و در کل بار دیگر به خاطر اینهمه خوش ذوقی به ام نایت شیامالان تبریک بگوییم و همچنان منتظر کارهای بعدی او بمانیم.
  •  
  • در اخر نقل قولی از کارگردان فیلم : دقیقاً همان طور که برای دخترهایم قصه تعریف می کنم: بدون این که بدانم از کجا سر در خواهم آورد. این یک سفر خطرناک و فوق العاده بود. به دخترهایم می گویم "می خواهید یک قصه برای تان تعریف کنم؟ و آنها "بله" می گویند. "خوب این قصه درباره چی باشد؟" و آنها مثلاً جواب می دهند "درباره لیوان آب!" من هم می گویم "خوب. زمانی مرد شیشه گری بود. می دانید شیشه چطور ساخته می شود؟ نفس تان و ریه های تان را به از درون یک لوله بلند به داخل شیشه مذاب فوت می کنید. یک روز این آدم خیلی ناراحت و پریشان بود و وقتی به درون شیشه مذاب فوت کرد. شیشه رنگ عجیبی به خودش گرفت" و این طوری یک قصه سر هم می کنم. بدون این که بدانم سرانجام این قصه به کجا خواهد رسید. همین طوری تعریف می کنم و اغلب به نقطه حیرت آوری ختم می شود. دخترهایم از این موضوع اطلاع دارند. به همین دلیل همیشه با هم از پایان قصه خبردار می شویم. موضوع "ندانستن این که قصه به کجا ختم خواهد شد" در مورد بانویی در آب منجر به ماجرایی دو ساله شد. اما در نهایت حسی داشتم که به من اطمینان می داد که همه چیزهایی که وارد این قصه می شوند بالاخره جزیی از زبان و دنیای آن خواهند شد.
  •  
  • توضیحات:
    بانویی در آب که ابتدا قرار بود در کمپانی دیزنی تولید شود به دلیل اختلاف های شیامالان با تهیه کننده، سر از کمپانی برادران وارنر درآورد. در حالی که دیزنی تهیه کننده چهار فیلم قبلی شیامالان بود و به نظر می رسد این فیلم آغاز مرحله تازه ای در کار او و واجد تازگی هایی است که کمپانی مزبور آنر ا برنمی تابیده و به ماه عسل دو طرف خاتمه داده است. هنرپیشه اصلی زن فیلم دختر ران هاوارد بازیگر و کارگردان آمریکایی است که بعد از فیلم مندرلی و دهکده[ساخته شیامالان] به شهرتی سریع دست یافته است، اما ستاره واقعی فیلم پل جیاماتی است که بعد از راه های جانبی توانست نام خود را به عنوان بازیگری صاحب استعداد در فیلم های مختلف و ژانرهای متفاوت مطرح کند.
  • در مورد کارگردان
  •  
  • منوج شیامالان در سال 1970 در مدراس هند چشم به جهان گشوده است . طولی نمی کشد که به همراه والدین خود که هر دو دکتر بودند برای زندگی راهی فیلادلفیا می شوند . او حتی تا لحظه ای که می خواست وارد آکادمی سینمایی نیویورک بشود حاضر نشده بود تابعیت آمریکا را بپذیرد و به عنوان یک هندی در آنجا بسر میبرده است ولی ناچار میشود برای گرفتن بورس تحصیلی یک آمریکایی بشود. و به جای اسم منوج که این روزها به صورت ام در اول نامش دیده میشود ، نام سرخپوستی نایت را برای خود انتخاب می کند.
    او اولین فیلمهای خود را با دوربین 8 میلیمتری پدرش ساخته است و هنوز 15 سال بیشتر نداشته است که موفق میشود 45 فیلم کوتاه را در کارنامه خود ثبت کند . پذیرفته شدن خود را در این مدرسه به والدینش خبر می دهد ولی آنها چندان از آن استقبال نمیکنند زیرا دوست داشتند که پسرشان مثل خودشان دکتر بشود ولی نمی دانستند که اوبه کمک فیلمهایش راهی برای مبارزه با نیستی خواهد یافت . البته در لحظاتی کوتاه در فیلم حس ششم ، فیلمی که نام این کارگردان را بر سر زبانها انداخت میتوانیم او را در لباس سفید پزشکی ببینیم.

  •  

    |+| نوشته شده توسط ناصر در سه شنبه 1 اسفند1385 و ساعت 21:50 | 
    سینمای دلهره آور: مردی که زیاد می دانست

    فیلم هاى «کنستانتین کوستا گاوراس» را پیش از این هم در این صفحه و در این باکس ها معرفى کرده ایم. کوستا گاوراس، فیلمساز محبوب دهه هاى شصت و هفتاد بود و همه آن آدم هایى که اجتماعى بودن و مهم تر از آن، سیاسى بودن در سینما را پسند مى کردند، به فیلم هاى او علاقه نشان مى دادند. گاوراس یکى از آن کارگردان هایى است که چندسال قبل هم به ایران سفر کرد و در نشستى با جمعى از منتقدان سینمایى به سئوال هاى آنها جواب داد. منتقدان سینمایى هرچند همیشه در یادداشت هایشان به سینماى بى پرواى او خرده مى گیرند، اما نوشتن درباره او را دوست دارند، چون موقع نوشتن درباره فیلم هاى او است که مى توانند از اجتماع و سیاست و رابطه آدم ها با این مقولات حرف بزنند. بنابراین، حرف هاى جنبى درباره تاریخ مصرف  فیلم هاى او را نباید جدى گرفت. یکى از این فیلم ها، «گم شده» است که داستانش در شب شانزدهم سپتامبر سال ۱۹۷۳ اتفاق مى افتد. کمى بعد از آن که پینوشه علیه دکتر سالوادور آلنده کودتا مى کند. در سانتیاگو جوان سى ویک ساله آمریکایى اى ساکن است به اسم چارلز که ظاهراً در کار تجارت است. ناگهان چارلز غیب مى شود و کسى خبرى از او ندارد. پدرش اِد که نگران سرنوشت او است وقتى مى بیند که هیچ مقام مسئولى در آمریکا جوابى درباره وضعیت چارلز نمى دهد، روانه سانتیاگو مى شود. عروسش به او مى گوید که جست وجو براى پیداکردن چارلز ادامه دارد. اما او که مى بیند نمى شود دست روى دست گذاشت، دست به کار مى شود و به هرجایى که فکرش را مى کند سر مى زند. بالاخره، یک روزنامه نگار او را پیش یک افسر سابق پلیس مى برد و همین افسر به او
    میگوید چارلز غیب شده چون چیزهایى را فهمیده که نباید مى فهمیده است. جز این، یادداشت هاى خود چارلز هم کم کم پیدا مى شوند و مى بیند که پسرش در این یادداشت ها نوشته یک افسر بازنشسته نیروى هوایى آمریکا معتقد است پینوشه به کمک نظامى هاى آمریکا دست به کودتا زده است… گم شده، فیلمى است کاملاً سیاسى و البته جذاب. اگر فیلم هایى از این دست را دوست دارید، گم شده به کار شما مى آید.
    کارگردان: کنستانتین کوستا گاوراس، بازیگران: جک لمون، سیسى اسپیسک، جان شى، ملانى میرون، محصول: آمریکا، ۱۹۸۲

     
    منبع: روزنامه شرق، پنجشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۴ - - ۷ جولاى ۲۰۰۵، سال دوم - شماره۵۱۹
    |+| نوشته شده توسط ناصر در سه شنبه 1 اسفند1385 و ساعت 21:32 | 
    کشتار اره برقی تگزاس: آغاز
    این هم یک بازگشت به عقب دیگر به سبک و سیاق «جنگ‌‌های ستاره‌ای» و «هانیبال» و «بت‌من» و «جن‌گیر» و... که در دهه70 با فیلم «توبی هوپر» آغاز شد و سال گذشته با بازسازی آن ادامه یافت.

    حالا تهیه‌کنندگان این سریال کیلر معروف تصمیم گرفته‌اند برای تماشاگر روشن کنند که چی شد آن غول صورت‌چرمی، سادیسم آدم‌کشی با اره برقی پیدا کرد و چه اتفاقی افتاد که خانواده‌اش آدم‌خوار شدند! قضیه هم برمی‌گردد به جنگ جهانی دوم و قحطی و بحران اقتصادی آمریکا در دهه30 که به تعطیلی کارگاه گوشت محل کار جناب صورت‌چرمی (که حتی کودکی‌اش را هم می‌بینیم که چگونه مادرش او را به خاطر چهره وحشتناکش در بشکه‌های آشغال‌گوشت رها می‌کند و می‌رود) می‌انجامد و وی قتل‌های با اره برقی را از همان‌جا آغاز می‌کند. خب این هم از آغاز؛ دیگر چه می‌خواهید؟!

    و حالا (زمان رخداد فیلم) پس از گذشت 40سال، دو سرباز آمریکایی که عازم جنگ ویتنام هستند، به همراه دوست‌دخترهایشان گرفتار این گنده اره‌کار و فک‌و‌فامیل آدم‌خوارش می‌شوند. ملاحظه می‌فرمایید که تهیه‌کنندگان فیلم چه موجوداتی را مخالف اعزام سربازان آمریکایی به جنگ ویتنام(در واقع تجاوز به ویتنام) نشان می‌دهند!

    |+| نوشته شده توسط ناصر در سه شنبه 1 اسفند1385 و ساعت 21:28 | 
    Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar